خرید بک لینک
خانه سالمندان - ساری - تصویر از سیده دلارام موسوی

تو مرا با خدا در خانه سالمندان تنها گذاشتی و رفتی...

هنوزم تنها نیستم اما از این به بعد به کسی نمی گویم "پیر بشی جوون"

برچسب: از این به بعد به انگلیسی,از این به بعد علی بابا,از این بهتر نمیشه علی صباغی,از این بهتر نمیشه,از اين به بعد,از این بهتر,از این جیب به اون جیب,چه از این به ارمغانی,از این ستون به آن ستون,از این شاخه به اون شاخه, نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:44

چقدر فرق است میان من و تو... من از خانه آمده ام...از جایی که تو در زندگی ات ندیده ای.... من صبح از تخت خوابم پا شدم و مادرم صبحانه ام را آماده کرد....کسی که تو تا حالا نداشته ای... من جورابم را...کفشم را خودم انتخاب کردم و خودم پوشیدم...کاری که تو تا حالا نکرده ای... چقدر فرق است میان من و تو... من از در آمده ام تا با دیدن لبخند و لباست روحم تازه شود...اما تو آرزویت بیرون از در رفتن است... چقدر فرق است میان من و تو...

برچسب: نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:44

تجربیات کاردرمانی من -  - دلارام موسوی - تولدت مبارک - ساری

و من کاش میان فرشته ها جایی داشتم ...

مهرگان، ساری، مازندران

برچسب: تولدت مبارک,تولدت مبارک اندی,تولدت مبارک عزیزم,تولدت مبارک پسرم,تولدت مبارک مادر,تولدت مبارک دوست خوبم,تولدت مبارک عشقم,تولدت مبارک دخترم,تولدت مبارک رفیق,تولدت مبارک همسرم, نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:44

مدرس موسیقی مرکز توانبخشی خودش از کودکی با دو عصایش دوست بوده و هست... در این جامعه که آدم ها و این خیابان ها به او پشت کردند برای من نشانه صبر استقامت و پشتکار است ...

برچسب: از کودکی خادم این تبار محترمم,از کودکی تا پیری,از کودکی تا جوانی,از کودکی مدافع حرمم,از کودکی دریا بودی,از کودکی پرسیدند,از کودکی تا نوجوانی,از کودکی خادم,از کودکی خادم این تبار,از کودکی خادم این, نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 21:54

نوید نو - مشهد http://j.mums.ac.ir و مجله پژوهان - همدان - این مجله در پایگاه های متعددی نمایه می شود http://psj.umsha.ac.ir

برچسب: نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 21:54

این تکلیفی است که به یکی از بچه های کوادری پلری اسپاستیک داده بودم می خواهد برای رفتن به مدرسه آماده شود و اینکه بتونه خط هارو صاف بنویسه ما...اره می خندیم...می خندیم تا فراموش کنیم...تا فراموش کنیم که چرا فرق داریم...فراموش کنیم که چرا نمی توانیم...ما می خندیم تا چشم هایمان بسته تر شود و نتواند چروک هایی که روی کاغذ افتاده را ببیند... همان چروک هایی که چون دست چپمان نتوانست کاغذ را نگه دارد کاغذ مچاله شد و افتاد و همه چی خراب شد...ما میخندیم تا خودمان را دلداری دهیم که خط خطی های روی کاغذ به جای خط صاف و افقی به خاطر بالا و پایین رفتن شانه هایمان است نه چ

برچسب: نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 23:53

طبی سازی و طبی زدایی اکرم ثناگو، سیده دلارام موسوی، لیلا جویباری نوع مطالعه: نامه به سردبیر | موضوع مقاله: تخصصي | دریافت: ۱۳۹۵/۵/۱۸ - پذیرش: ۱۳۹۵/۵/۱۸ - انتشار: ۱۳۹۵/۵/۱۸

برچسب: مقاله نوع دوستی,مقاله نوع پوشش, نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 23:53

آیینه درمانی عزیز مگر تو را نساختند تا درمان کنی...پس کاری کن...زودتر...مادرها نگرانند و پدرها بی پول و افسرده... آیینه درمانی عزیز کاش معجزه ای کنی و هر کودکی که در مقابلت نشست را سالم به خانه برگردانی...طوری که حرف بزند و رنگ ها را بلد باشد...سن شان را بداند و تا ده بشمرد... آیینه درمانی عزیز من نمیدانم اما تو زودتر کاری کن...

برچسب: نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 23:53

تجربیات کاردرمانی من - سیده دلارام موسوی دانشجوی کاردرمانی

و من سرنوشتم حکم می کند همیشه کودک بمانم...

برچسب: نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 23:53

تجربیات کاردرمانی من - سیده دلارام موسوی دانشجوی کاردرمانی

برچسب: نویسنده: بردیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 23:53

صفحه بندی